کتابی هست با نام قیدار و با قیمت پشت جلد نههزار تومان. اگر برای چاپ جدید نرود و قیمتش زیاد نشود؛ به حساب سیصد کلمه که برای روزنامه بنویسم به سه هزار تومان، تا سه هفته دیگر پولم جمع میشود و میتوانم بخرمش. باید با مسئول صفحه صحبت کنم که هرجور شده مطلبم را چاپ کند. خدا را چه دیدی شاید حقالتحریرها زیاد شده باشد و بتوانم سه گزارش مستور را هم بخرم. و اگر دوام بیاورم سه چهار هفته بعدتر کمی دیرتر شجاعی را...
من گدا هوس سرو قامتی دارم
که دست در کمرش جز به سیم و زر نرود
پرانتز باز:
میگوید: خاک بر سر تنبلت! مهندس دانشگاه صنعتی باید حقوق ماهانه میلیونی بگیرد.
+ نوشته شده در چهارشنبه 27 اردیبهشت1391ساعت 13:6
|